نشست «آسيب‌شناسي ترجمه صادراتي ايران» با حضور محمدرضا اربابي؛ رئيس انجمن صنفي مترجمان شهر تهران،‌ افشين شحنه‌تبار؛ ‌مدير انتشارات شمع و مه، مژگان حائري؛ مدير آژانس ادبي كيا، شيوا مقانلو؛‌ نويسنده و مترجم،‌ مژگان دولت‌آبادي؛ مترجم و درتا سواپا؛ مترجم لهستاني رمان‌هاي ايراني  يكشنبه(۲۵ شهريور‌ماه) در سراي اهل قلم موسسه خانه كتاب برگزار شد.  

در ابتداي اين نشست، محمدرضا اربابي با بيان اينكه ميان توليد كنندگان فرهنگي كشور مبدا و توليدكنندگان فرهنگي كشور مقصد تفاوت وجود دارد، گفت: ترجمه ادبيات معاصر فرهنگ غني ايران هميشه مورد توجه بوده و ترجمه هاي زيادي در اين باره صورت گرفته است اما با گذشت چهل سال از پيروزي انقلاب اسلامي توقع اين است كه از اين ترجمه ها در قالب صدور تفكر و انديشه با ساز و كار حرفه اي تر ادامه پيدا كند. ما در چهل سال گذشته سازمان هاي دولتي متعددي را ايجاد كرديم تا موضوع ترجمه به زبان هاي ديگر را ساماندهي كنيم؛ يكي از آنها، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، خانه ترجمه، حوزه هنري و سازمان هاي ديگر در بخش هاي مختلف دولتي و خصوصي است.

وي ادامه داد: بخش خصوصي در زمينه ترجمه فعاليت هاي قابل توجهي داشته كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است. اما اين سوال ايجاد مي شود كه آيا ساز وكار مناسبي براي ترجمه صادراتي به عنوان ترجمه اي كه منجر به صدور انديشه و ادبيات شود وجود دارد يا خير؟ نوع ترجمه سياست كلان دولت است و براي آن برنامه و بودجه در نظر گرفته مي شود اما بخش خصوصي بر اساس علاقه و ميل كار مي كند، بنابراين سياست‌گذاري و استراتژي ما در اين زمينه بسيار مهم است. آثاري كه در اين زمينه منتشر مي شوند يا خروجي آنها قابل روئيت نيست يا ما پراكنده كار مي كنيم. مركز ترجمه حوزه هنري صراحتا با ادبيات كار دارند از اين رو بايد ببينم ادبيات ترجمه شده يا خير. بايد ببينيم سليقه ها چه قدر در تعيين اين استراتژي ها موثر است. با بررسي به اين نتيجه مي رسيم كه كارها بسيار پراكنده است. بنابراين بايد در افق‌گذاري هاي خود شفاف عمل كنيم.

وي ادامه داد: بايد هدف خود را از ترجمه آثار فارسي به ساير زبان ها مشخص كنيم و ببينم چه نيازهايي به اين ترجمه ها وجود دارد. منظور ما از دولت، كل سيستم است چرا كه بخش هايي كه در زمينه ترجمه فعاليت مي كنند صرفا دولتي نيستند. طرح هاي تاپ (طرح حمايت از ترجمه كتاب هاي فارسي به زبان هاي ديگر) و طرح گرنت (حمايت از ترجمه و انتشار كتاب ايران در بازارهاي جهاني) هر دو نوپا هستند. بايد جريان كار ترجمه به حدي اصولي اتفاق بي افتد كه دست‌كاري دولت كمتر در آن  اتفاق بي افتد. كاري كه الان مي كنيم اين است كه خودمان سياست‌گذاري كنيم و بودجه ها در اختيار ما باشد و همه چيز را انتخاب كنيم.

اربابي بيان كرد: برقراري ارتباط با نويسنده و ناشر خارجي كار ما است. بازخورد و نيازسنجي از مخاطبان براي چند درصد از آثار ترجمه شده انجام مي شود؟ دولت مي تواند در سياست گذاري ها و نظارت بر اجرا نقش خود را ايفا كند. ما چه كرديم كه مترجم خارجي به سراغ ما بيايد؟ كار سختي نيست تورهايي براي آشنايي با ادبيات برگزار كنيم تا زمينه حضور مترجمان خارجي در ايران فراهم شود. ما بايد زمينه اي فراهم كنيم تا مترجماني كه به ايران علاقه دارند در ايران حضور پيدا كنند و با مترجمان و ناشران ايراني ديدار كنند.

رئيس انجمن صنفي مترجمان گفت: جايزه هاي جهاني بايد در حوزه ترجمه ديده شود. براي مترجمان انگيزه ايجاد كنيم؛ بخشي از اين انگيزه از طريق اين جوايز صدرت مي گيرد. پيشنهاد مي كنم جايزه جهاني ترجمه داشته باشيم تا علاقمندان انگيزشان براي فعاليت بيشتر شود. انجمن صنفي عضو فدراسيون مترجمان جهان است و موظف است اقدامات موثري انجام دهد. ناشران و مترجمان كه اخلاقي كپي رايت را رعايت مي كنند در جوايز نمايشگاه ها و ... بيشتر حمايت شوند مثلا در جايزه كتاب سال مي توانيم مترجماني كه كپي رايت را رعايت مي كنند وارد جايزه شوند.

حائري از ديگر سخنرانان اين نشست گفت: مراكز زيادي براي ساماندهي ترجمه وجود دارد كه به صورت موازي كار مي كنند، از جمله مهمترين اين مراكز «تاپ» در مركز فرهنگ و ارتباطات اسلامي و طرح «گرنت» در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.  اما مراكزي هستند كه از گذشته به اين وضعيت سامان دادند و قدم هاي زيادي را برداشته اند كه يكي از اين مراكز «خانه ترجمه» بود. به مرور آژانس هاي ادبي شكل گرفتند تا پل ارتباطي بين دست اندركاران كتاب در ايران و خارج از ايران باشند و بتوانند آثار و ادبيات ايراني را معرفي كنند.

وي ادامه داد: نبايد  فعاليت خانه ترجمه و تلاش‌هاي ابراهيمي الوند را فراموش كرد چراكه سهم بسزايي در ترجمه داشت. او با نويسندگان صاحب‌نام ارتباط مي‌گرفت كه قدم بزرگي در مسير ترجمه بود و موجب شد تا بسياري از نويسندگان اروپايي و آمريكايي به ايران سفر كنند و ترجمه كتاب‌هاي خود را ببينند. مجموع اين فعاليت‌ها با تاسيس آژانس‌هاي ادبي و دست‌اندكاران كتاب با هدف برقراري ارتباط با نويسندگان ادامه پيدا كرد.

حائري بيان كرد: ناشران خارجي به اين دليل كه ايران هنوز معاهده برن را امضا نكرده است چندان رغبتي براي همكاري با ناشران ايراني ندارند، اما به نظر مي‌رسد حضور متوالي در رويداد‌هاي فرهنگي بين‌المللي و تلاش ناشر ايراني موجب مي‌شود تا كتاب‌ها ديده شود. علاوه بر اين خريد كپي‌رايت از ناشر خارجي تمايل برقراري ارتباط با ناشران ايراني را ايجاد مي‌كند.

  وي با اشاره به طرح «سه سرزمين و يك زبان» كه از سوي سفارت سه كشور سوئيس، اتريش و آلمان برگزار مي شود، گفت: اين طرح در نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران اجرا مي‌شود. نويسندگان كتاب‌هايي كه براي ايران قابل عرضه است در قالب اين طرح شناسايي مي‌شود. نويسندگان اين كتاب‌ها در قالب تور‌هايي از ايران بازديد مي‌كنند.  اين نويسندگان با مترجمان ايراني ارتباط برقرار مي‌كنند و بسيار بعيد است كه رايت كتاب اين نويسندگان خريداري و آثارشان ترجمه و منتشر نشود.

در ادامه، شحنه تبار با بيان اينكه بخش بزرگي از ناكامي هاي ما به ناشران بر مي گردد، گفت: دليل ناكامي به قدري زياد است كه مي توان از آن ليست پنجاه موردي تهيه كرد. بهترين پل ارتباطي ادبيات است چون اگر كتاب هاي تخصصي ترجمه شوند افراد متخصص و كارشناس به سمت آنها مي روند بنابراين به سمت ترجمه ادبيات رفتيم.

وي ادامه داد: بعد از ۱۷ سال حضور در نمايشگاه بين‌المللي كتاب فرانكفورت امسال در اين رويداد فرهنگي شركت نمي‌كنم و به نظر مي‌رسد كه بخش دولتي مجددا به دليل توان مالي حضور پرر‌‌نگ‌تري دارد. بنابراين ترجيح مي‌دهم درباره موضوع فرانكفورت صحبت نكنم.

شحنه تبار بيان كرد: فعاليت‌هاي فرهنگي در ايران بسيار به صنعت خودرو‌سازيمان شباهت دارد. درحالي‌كه ميليار‌د‌ها دلار هزينه مي‌شود، اما خروجي در حد سمند و پرايد است. به نظر مي‌رسد با توجه به وضعيت فعلي،‌ شرايط فعاليت در بخش نشر به مرور دشوار‌تر مي‌شود

شيوا مقانلو از مهمانان حاضر در اين نشست، گفت: حجم زيادي از نويسندگان هستند كه نه جايزه جلال برنده مي شوند و نه آثاري در مجله هاي ضد انقلاب منتشر  مي كنند. بدنه اصلي داستان هاي خوب اين گروه ها هستند.  داستان هاي خوب محروم هستند و نياز به متولي و حامي دارند. فكر مي كردم طرح گرنت به اين دليل به وجود آمده است كه از اين آثار حمايت كند.  وقتي بخش ادبيات را با سينما مقايسه مي كنم به اين نتيجه مي رسم كه سينما از بعد بين المللي از ادبيات پيش است؛ خارجي ها دريافتند كه سينماي ايران مهم است و هر وقت آكادمي و اسكار برگزار مي شود دنبال آثار ايراني هستند. در ايران مانع اكران فيلم هاي خارجي مي شوند جايي كه ادبيات از آن نترسيد و با آثار خارجي رقابت كرد. بايد بپذيريم چرخه مالي براي ادبيات تا مدت ها وجود ندارد. اما بحث كتاب كودك فرق مي كند و كاملا شناخته شده است و در نمايشگاه هاي خارجي با اسم به سراغ اين كتاب ها مي آيند.